نقل است گرگی و بره ای سر نهر آبی، مشغول نوشیدن بودند. گرگ، بالای نهر بود و بره پایین. گرگ، نگاهی به هیکل گوشتی بره انداخت و دهانش به آب افتاد. مکری ریخت و به او گفت: چرا آب را گل می کنی و نمی گذاری آبی پاکیزه بنوشیم؟! بره جواب داد: آقای گرگ عزیز و تیزچنگال! من که آب را گل نکردم! تازه من پایین جوی هستم و تو بالای آن و اصلا چطور من می توانم آب شما را گل کنم؟! گرگ حیله گر، فریب دیگری دست و پا کرد و دوباره بره را خطاب کرد و گفت: تو پارسال به من فحش دادی. بره لبخندی زد و پاسخ داد: قربان! من 3ماه بیشتر نیست که چشم به جهان گشوده ام، چگونه یکسال پیش به شما فحش داده ام؟! اگر می خواهی مرا بخوری چرا "بهانه" می گیری؟! گرگ که نقشه هایش را برباد رفته می دید به گوسفند گفت: ای بی ادب! فضولی و زبان درازی هم می کنی؟ بی معطلی پرید و بره را درید.
خبرها از تعطیلی دائمی "دیروز، امروز، فردا" حکایت می کند. هفته هاست که پروژه تعطیلی این برنامه، دنبال می شود اما مشکلی که "متولیان تعطیلی"! با آن مواجه بودند فقدان توجیه دندان گیر برای تخته کردن در این برنامه بود. البته برای اینکه توقیف گراها دست خالی میدان را ترک نکنند، هربار چوبی لای چرخ این برنامه گذاشته شد. از خارج کردن این برنامه از کنداکتور به بهانه هایی نظیر پخش مسابقه فوتبال بگیر تا قطع ناگهانی برنامه پیش از شروع اجرای آن یا حتی بعد از آن! یادمان نرفته که همین تیرماه امسال بود که "دیروز، امروز، فردا" تنها یک دقیقه روی آنتن رفت و در همان یک دقیقه مجری برنامه تلویحاً از سیاست غفلت پراکنی مدیران رسانه ملی در میان مردم به بهای ذبح برنامه های آگاهی بخش و هشداردهنده، پرده برداشت.
گذشت تا آن که رهبر معظم انقلاب در بیانات اخیر خود در جمع دانشجویان فرمودند: "آزادانديشى جايش توى تلويزيون نيست؛ آزادانديشى جايش توى جلسات تخصصى است."؛ توقیفی ها که این بار بهترین "بهانه" را پیدا کرده بودند در دلشان قند آب کردند و بشکن های صداداری نواختند و شروع به دستور صادر کردن نمودند. آنان ابتدا حرفهای مقام معظم رهبری را این گونه مقلوبه کردند که حضرتشان مطلقا با برگزاری مناظره در تلویزیون مخالفند و سپس با این استدلال کذب که "دیروز، امروز، فردا" یک برنامه مناظره ای است، فاز نهایی پروژه خود را عملی ساختند و این برنامه روشنگر پلمب شد.
این درحالی است که اولا راهبرد رهبری، توقف مناظرات تلویزیونی نیست و ایشان در نمازجمعه خرداد ماه سال گذشته صراحتا فرمودند: "مناظرههاى زندهى تلويزيونى خوب است؛ اما آسيبهایش بايد برطرف بشود." و ثانیا بر فرض که رهبری با مناظرات تلویزیونی مخالف باشند، مسئله اصلی که مطرح می شود آن است که اساسا "دیروز، امروز، فردا" رویکرد مناظره ای ندارد و از میان تعداد زیادی از برنامه های اجرا شده -مخصوصا در دوره جدید پخش آن- تنها تعداد انگشت شماری از این برنامه ها به صورت مناظره ای برگزار شده است و قریب به اتفاق "دیروز، امروز، فردا"های پخش شده تک مهمانی و یا با حضور دو مهمان هم نظر برگزار شده است. ثالثا اصلا فرض که این برنامه مناظره ای بوده و رهبری هم مطلقا مناظرات تلویزیونی را ممنوع کرده اند، آیا راهکار عمل به فرمان رهبری (البته به زعم آنان) پاک کردن صورت مسئله و جمع کردن بند و بساط این برنامه می باشد یا آن که توقف روند مناظره ای(البته بازهم به زعم آنان!) باید در دستور کار قرار می گرفت؟
اینکه چرا علیرغم این اولا و ثانیا و ثالثاها، متولیان رسانه ملی، آن تصمیم را گرفتند به نوعی می توان انتقامگیری جانانه از دانشجویان بسیجی و جماعت انقلابی که البته منتقدان سرسخت صدا و سیمای فعلی محسوب می شوند، تلقی كرد. در اکثر دیدارهای رهبری با جوانان، دانشجویان و نخبگان حزب الهی، انتقاد و گلایه شدید از رویکرد و اعمال صدا و سیما سکه رایج است و اغلب پاسخ رهبری انقلاب مانند همین سخنرانی اخیر ایشان این گونه است: "اشكال، اشكال واردى است؛ من هم اين اشكال را دارم؛ هم به صدا و سيما، هم به وزارت ارشاد، هم به سازمان تبليغات و حوزهى هنرى. ما با اينها نشست و برخاست هم داريم. من مىنشينم بحث ميكنم، استدلال ميكنم؛ يعنى كارى كه بعضى از مسئولين اجرائى بايد بكنند، متأسفانه من ناچار خودم اين كار را بر عهده ميگيرم... اشكال كرديد بر صدا و سيما، اشكالتان وارد است... بنده هم اين اشكال را به اين آقايان دارم و به آنها هم گفتهام؛ اوقات تلخى هم با آنها كردهام."
البته بدون شک بیم و روحیه محافظه کاری و عدم خطرپذیری مسئولان رسانه ملی از انتقاد و واکنش های برخی افراد ملون که اتفاقا در برخی از سنگرهای این نظام جاخوش کرده اند و به قول خودشان تا 20 کیلومتری شهرشان اصولگرایند و سپس اصلاح طلب می شوند، در این تصمیم گیری بی تاثیر نیست.
تمام این ها به کنار. اما ای کاش و صد ای کاش دل مسئولان رادیو- تلویزیون به حال حرفهای روی زمین مانده رهبر انقلاب سوخته بود و در واقع امر به اعتبار همین بیانات، "دیروز، امروز، فردا" را تعطیل کرده بودند تا این قدر قلبمان نمی سوخت اما افسوس که در این ماجرا، به فرامین رهبری بلانسبت آقایان رسانه ملی به چشم بهانه برای دریدن بره نگریسته شد وگرنه که خط به خط بیانات رهبری با ذات خیلی از فیلم و سریال ها و برنامه ها همخوانی ندارد و البته این برنامه ها با اقتدار و انحراف هرچه بیشتر به کار خود ادامه می دهند.
همین چند شب پیش بود که برنامه نود، دعای کمیل هفتگی شبکه سه را قطع کرد و سه ساعت از وقت برنامه و آنتن زنده را در اختیار یک میلیاردر فوتبالیست برای فرار مالياتي 800 میلیونیاش از فدراسیون قرار داد در حالی که رهبر معظم انقلاب در دیدار سال 83 خود با مسئولان صدا و سیما از جمله خود جناب ضرغامی فرمودند: "بهشدت توجه كنيد كه چهرهپردازىهاى منفى و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهى ديدهام انسانهايى كه هيچ ارزش علمى و هنرى ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهرهپردازى مىشوند؛ چرا؟ البته من نمىخواهم خيلى مطلب را باز كنم؛ اما مىبينم كسىكه در رشتهى خودش اينقدر ارزشمند نيست و انسان متوسطى است، او را مىآورند و يكى دو ساعت از وقت تلویزیون را به زندگى او، به خانوادهى او و به گذشتهى سرتاپا كمارزش او مصروف مىكنند؛ چرا؟ بهنظر من علاوه بر اينكه اين «چرا» وجود دارد، «منفى» هم هست. اين كار، الگوسازى است؛ ما چه كسى را مىخواهيم الگوى جوانها قرار دهيم؟ اينطور آدمهايى را؟!"
اینها گفته شد اما چون نود هزینه سیاسی ندارد و مردم را در سکرات تغافل و بی دغدغگی فرو می برد طبعا جایی برای فرمایشات مقام معظم رهبری نمی ماند و به کوری چشم مردم و مستضعفین، نود به جای هفته ای یکمرتبه، دو بار روی آنتن می رود و به جای نود دقیقه تا کله سحر، تایم به عادل خان داده می شود تا سخيفترین حرکات و صحنه های فوتبالی را در حلق مخاطب بریزد و حتی در مسائل کاملا بدون ارتباط با مسائل تخصصی فوتبال نظیر اتفاقات سیاسی و حکومتی وارد شود. حال اگر کلیپهای بخشهای مختلف نود که به تمسخر نظام و انقلاب پرداخته دست به دست شود نه تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه این یامین پور است که علیرغم آن که از سوی VOA بهخاطر روشنگری های برنامه اش مورد اهانت قرار می گیرد باید جل و پلاسش را جمع کند و برود مسجد ارک سینه اش را بزند.
در همان دیدار، رهبری فرمودند: "در مقولهى عدالت اجتماعى فيلمها و سريالهايى ساخته مىشود كه غالباً خانههاى مورد استفادهى شخصيتهاى اين فيلمها اعيانى و اشرافى است! واقعاً وضع زندگى مردم ما اينطورى است؟ آيا يك زوج جوان يا يك زن و شوهر در چنين خانههايى زندگى مىكنند؟! اين كار چه لزومى دارد؟ ...زندگى را لزوماً نبايد اعيانى و اشرافى و متجملانه معرفى كرد. البته گاهى در اين خصوص هم به ما تذكر مىدهند و مطالبى مىگويند. تبليغات رسانهاى و گاهى تبليغهاى خيلى پُررنگ كه مردم را به طرف مصرفگرايى سوق مىدهد، با برنامهاى كه فرضاً شما ساختهايد تا مصرفگرايى را تقبيح كنيد، عملاً در تناقض است؛ با هم هماهنگ نيست."
اما در عمل سریالهایی که حتی پس از تاریخ این سخنرانی ساخته شدند، نه تنها هر روز بر دامنه مانور تفاخر و اشرافیگری افزودند بلکه تحقیر مستضعفان و چادری ها و بهويژه شهرستانی ها و دهاتی ها هم چاشنی این تبلیغات اعیانی شد تا شاید مرضی رضای ماهواره بینهای شمال شهری قرار بگیرد و این نیروهای کیفی(!) کیف کنند و مملکت آرام باشد. بدبخت بیچاره ها و حزب الهی ها که زبانشان در دهانشان لوله است و خطری برای آرامش آقایان روسای رسانه محسوب نمی شوند. تعداد بیانات رهبری که صرفا به جرم اینکه نتوانسته اند نقش "بهانه" را برای صدا و سیمایی ها ایفا کنند و به این دلیل مغفول مانده اند، بسیار زیاد است اما...
تا آبان ماه و پایان مدت ضرب الاجل یکساله رهبر انقلاب به رییس رادیو- تلویزیون، زمان زيادی باقی نمانده!









