16 بهمن 1390 ساعت 15:16
 
   
 
 
دولت مکتبی
نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
کد خبر:534      تاريخ انتشار:02 شهریور 1389 ساعت 22:56    

شکراله عطارزاده

برای کسانی که خاطرات سال های اول بعد از پیروزی انقلاب را بیاد دارند روزهای پرکشمکش انتخاب شهید بزرگوار محمدعلی رجایی به عنوان نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران خاطره انگیز است.
در آن روزها اصطلاحاتی مثل «خط امام»، «مکتبی»، «ارتجاع» و «لیبرال» مورد بحث همگانی و تحلیل گران سیاسی از جمله گروهک های چپ گرای مارکسیست، کمونیست، التقاطی های مسلمان نما و وابستگان به گروهک های ملی گرا نظیر تشکیلات منحل شده نهضت آزادی بود و سعی بر آن داشتند با شعارهای جدید جبهه بزرگ حامیان انقلاب امام را با ایجاد جو تبلیغاتی منفعل نمایند. در سالهای اول پیروزی، وقتی اصولگرایان از «خط امام» و حرکت در مسیر امام راحل(ره) صحبت می کردند و خود را مقید به پیروی از فرمایشات امام عزیز می دانستند، رئیس دولت موقت یعنی مهندس بازرگان در رسانه ملی حاضر می شد و با صراحت و با تمسخر می گفت: «آقایان هی می گویند (خط امام) و نمی دانند خط امام تو جیب منه». اگر با ظرافت دقت کنید متوجه خواهید شد که بازرگان «خط امام» را در حد یک نامه و یادداشت و دست خط امام معرفی می کرد و پیروان خط امام را این گونه به تمسخر می گرفت. علت اصلی هم آن بود که می خواست از گسترش این تعبیر مهم انقلابی و اسلامی جلوگیری کند. چرا که اگر همه خود را دور محور بزرگ امام و ولایت می دیدند، تفکرات لیبرالی و ملی گرایی راه به جایی نمی برد.
از شعارها و تعبیرات مهم دیگری که در فاصله ای نه چندان دور از دولت موقت در دل مردم نقش بست و چراغ هدایت مسیر مردم انقلابی ایران گردید آن بود که: «ملاک مهم برای انتخاب رئیس دولت پایبندی او به انقلاب و دین باوری باشد و یا به تعبیری دولت می بایست «مکتبی» باشد.»
وقتی شعار و ایده دولت مکتبی در سال های 59 و 60 مطرح گردید، جبهه مخالفان خط امام با به بازی گرفتن «تعبیر مکتبی» این گونه تبلیغ می کردند که «جمهوری اسلامی ایران می خواهد مکتب خانه های قدیم را احیاء کند» و سبک آموزش بر اساس آن مکتب خانه ها باشد! لذا با صراحت موضع گیری کردند که این نظام یک نظام ارتجاعی و کسانی که صحبت از مکتبی بودن می کنند افرادی «مرتجع» هستند. در آن سال ها می بینیم که اصلی ترین حربه تخریبی علیه جبهه اصولگرایان از سوی، دگراندیشان چپ و راست همان بکارگیری تعبیر «مرتجع» در همه رسانه های نوشتاری و گفتاری آنان بود.
خداوند رحمت کند شهید بزرگوار مطهری را که در نوشته های خود چه خوب به نقش شعارها در نهضت حسینی و حادثه کربلا پرداخته است و اگر خوب بنگریم در این سه دهه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می بینیم نقش این شعارها در تعیین مسیر سیاسی این نظام بسیار مؤثر بوده است. در همه میدان های مبارزه و روزهای سخت تثبیت انقلاب اسلامی، وقتی شعاری از سوی جبهه انقلاب مطرح گردیده، هزاران پرچم و شعار مخالفت از سوی جبهه ضدانقلاب بالا رفته و جوّ تخریب شدیدی از سوی آنان علیه انقلابیون به راه افتاده است. امّا گذشت 30 سال از عمر انقلاب، نشان داد که با عزم و اراده آهنین یاران امام و یاران سیدعلی، همه پرچم های ضدانقلاب فرو افتاد و چهره منحوس آنها که دلی در گروه غرب بویژه آمریکا و انگلیس داشتند، افشاء گردید و رشته های بافته آنان از هم گسیخته شد و در مبارزه بی امان و طاقت فرسای انقلابیون و یاران امام و ولایت تنها پرچمی که استوار در فضای ایران اسلامی پابرجا ماند. همانا پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران بوده و هست و تفکرات ضدانقلابی و ضددینی ده ها گروهک وابسته به اجنبی به زباله دان تاریخ پیوست.
هدف از این مقدمه آن بود که بگوییم همواره شعارهایی داشته ایم که مبنای حرکت و پایداری و ایستادگی در دفاع از آرمان های نظام و انقلاب بوده است و در دهه سوم انقلاب پرچمی را که حزب الله و همه یاران انقلاب بر دوش گرفتند پرچم «اصولگرایی» بوده و هست. همین تعبیر به مذاق بازمانده های تفکرات سال های دهه 60 که بعداً خود را «اصلاح طلب» نامیدند خوش نیامد و پرچم مبارزه ای را بر دوش گرفتند که محصول نهایی آن فضاسازی برای ایجاد یک انقلاب نرم و براندازی نظام جمهوری اسلامی توسط میرحسین موسوی بود. بنابراین ساده انگاری است که بروز تفکری بنام «فتنه سبز» را یک موجود خلق الساعه بدانیم و آن را با شعارهایی که با آن پیوند داشته است، جدا بدانیم. جریان «فتنه سبز» جان و ریشه در شعار جبهه پیروان ضدولایت و انقلاب دارد که با مفهوم اصولگرایی در مبارزه است و پرچم های مبارزه جویی که در دو دهه قبل به اهتزاز درآمد و سقوط کرد آن هم به فضل الهی و هوشیاری ولی امر مسلمین و مردم فداکار ایران، ماهیتش برملا و در مبارزه ای نفس گیر و حساس، این تفکر و شعار و پرچم ایستادگی علیه نظام جمهوری اسلامی که از سوی غرب و با صدها رسانه تصویری و گفتاری و نوشتاری حمایت می گردید رنگ باخت و تاب ایستادگی در مقابل بصیرت سیاسی یاران انقلاب را نداشت و انقلابیون و یاران امام و ولایت سربلند از امتحان دیگری خارج شدند.
آن چه امروز در آستانه سالگرد شهادت دو شهید بزرگوار یعنی شهیدان رجایی و باهنر که پرچم مکتبی بودن را برافراشتند و با افتخار کامل و شهادت خود بر آن صحه زدند باید مدنظر قرار گیرد، این است که دولت جمهوری اسلامی ایران باید یک شاخصه اصلی داشته باشد و آن این که «مکتبی باشد و اصولگرا». همان شعاری که 30 سال این یاران امام و ولایت بر آن ایستاده و پرچم آن را در میدان های سخت به اهتزاز در آورده اند و دولت کنونی محصول مبارزه چندین ساله انقلابیون نظام برای استقرار یک دولت رجایی گونه و مکتبی و اصولی بوده است. همگی شاهد بوده ایم که موج حمایت از آقای دکتر احمدی نژاد در 5 سال پیش بخاطر برافراشتن پرچم اصولگرایی توسط وی بود و مردم او را نشانه ای از یک سابقه خوب یعنی دولت مکتبی شهید رجایی می دانستند. لذا دیدیم که در همه شعارهای مردم که در جلسات پرشور انتخاباتی بروز کرد، مردم دنبال گم شده خود یعنی «رجایی» بودند و آن را در وجود شخص آقای احمدی نژاد تجلی یافته می دیدند. لذا آن «اتفاق بزرگ» افتاد و پرچم اصولگرایی در دست یکی از فرزندان خدوم و انقلابی این نظام قرار گرفت و الحق و الانصاف علی رغم جنگ عظیم روانی دشمنان داخلی و خارجی علیه این دولت، که می توانست موجبات سقوط هر دولتی را فراهم سازد، دولت نهم و دهم توانسته است ضمن حفظ شعارهای اصولی خود، باعث اقتدار نظام جمهوری اسلامی در صحنه های بین المللی گردد. با ایستادگی در مقابل زورگویی های غرب به ویژه آمریکا توجه مستضعفان جهان و ملت های مسلمان را به خود جلب نماید تا آنجا که امروز رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران یکی از محبوب ترین چهره های جهانی در میان مردم دنیاست و همگان او را به عنوان فردی سازش ناپذیر و مقاوم می شناسند. پیشرفت های علمی و فنی از زمان استقرار دولت اول دکتر احمدی نژاد و ادامه آن در دولت دوم، ایران را به قطب اصلی رخدادهای مهم تبدیل کرده است. پایان دادن به یک رویای 30 ساله در راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر و ایستادگی و صبر انقلابی در برابر تحریم های غرب، گواهی از توانایی بالای این دولت کریمه در افزایش اقتدار این نظام دارد که با هدایت الهی و نگاه هوشمندانه رهبر فرزانه انقلاب و مدیریت این دولت کریمه به سامان رسیده است. قریب سه سال دیگر پرچم اصولگرایی در دست دولت مکتبی برادر مجاهد دکتر محمود احمدی نژاد است. روند سفرهای استانی و توجه دولت در سفرهای اخیر به بحث فرهنگی و انجام زیرساخت های فرهنگی نگاه تازه ای است که شکل گرفته است. این نکته حائز اهمیت است که یکی از ایرادات وارده به دولت سازندگی از سوی اصولگرایان آن بود که مباحث فرهنگی کمتر مورد توجه قرار گرفت و جامعه اسلامی دچار آسیب های فراوان گردید. لذا دولت مکتبی احمدی نژاد، باید از دسیسه های جریان نفاق که سعی دارند فضای فکری فرهنگی و اعتقادی این دولت را کم رنگ کنند، غافل نباشد و پیوند خود را با مرکزیت هدایت فکری جهان اسلام یعنی قم و علمای عالیقدر جهان تشییع روز به روز گسترش و توسعه داده و مانع از آن گردد که اطاق فکر جریان فتنه سبز که بیکار ننشسته است القائات مسمومی را در جامعه منتشر نماید.
انتظار آن است این دولت مکتبی و اصولی به گونه ای حرکت نماید که عاقبت کار و پایان آن در اندیشه مردم، جاودانگی نام احمدی نژاد باشد. همچنان که شهید رجایی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری خطاب به حضرت امام(ره) فرمود: «من در مقابل اعتماد مردم چیزی جز آبرو ندارم که بگذارم.» و او آبرو گذاشت و خداوند آبرویی بزرگ در دنیا و آخرت به او داد.
در مناقب مولای متقیان و در دعای ندبه می خوانیم که او «یخدو خدو الرسول» بود و پا جای پای پیامبر می گذاشت الحمداله ولایت پذیری رئیس جمهور محترم زبانزد خاص و عام است و او سرباز ولایت است. نگذاریم عده ای دسیسه جو آن را کم رنگ کنند و گونه دیگری جلوه دهند. آن چه مهم است آن که کسانی هم که در حوزه کاری و عملیاتی این دولت قرار گرفته اند نسبت به شخص رئیس دولت باید همان مصداق «یخدو خدوالرسول» باشند و پشت سر رئیس دولت در تصمیم گیری ها و مباحث فکری حرکت کنند تا بهانه به دست دیگران نیفتد و چالش های دیگری برای دولت فراهم نگردد. احمدی نژاد خود بزرگترین رسانه دنیاست پس تلاش گردد که هر آنچه صلاح این دولت است از زبان او صادر شود اگر همه این مهم را در حق پرتلاش ترین و فداکارترین چهره اجرایی حال حاضر این مملکت رعایت کنیم، او پیروز و سربلند از همه صحنه ها و رخدادها خارج خواهد شد.
برای اقتدار و موفقیت دولت کریمه اش در این ماه بزرگ دست دعا برمی داریم و از روح شهداء بویژه شهیدان رجایی و باهنر در این خصوص استمداد می طلبیم.


* ایجاد وزارت قرآن و عترت؛ در دستور کار دولت
در روز شهادت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام جعفرصادق(ع) در سال جاری طرحی را برای تشکیل و راه اندازی وزارت قرآن و عترت تقدیم رئیس جمهور محترم نمودم.
آقای دکتر احمدی نژاد پس از مطالعه طرح در پی نوشتی خطاب به آقای دکتر فروزنده معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور بیان داشتند:
بسمه تعالی
«جناب آقای فروزنده. با کمک وزیر ارشاد بررسی و به اینجانب اعلام نظر نمایید.»
در همین راستا جلسه ای به تاریخ 19/3/89 با حضور نمایندگان تام الاختیار دستگاه های فرهنگی مرتبط شامل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان اوقاف و امور خیریه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در معاونت نوسازی و تحول اداری معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور تشکیل گردید و موضوع از ابعاد قانونی، حقوقی و ساختاری مورد بررسی و تبادل نظر قرار گرفت.
دومین جلسه در همین راستا در تاریخ 27/5/89 برای جمع بندی و اتخاذ تصمیم تشکیل گردید که نتایج آن به آقای احمدی نژاد اعلام خواهد شد.
با توجه به سفارش مهم رسول اکرم(ص) مبنی بر گذاشتن دو امانت مهم در بین امّت یعنی قرآن و عترت و لزوم توجه اصولی و درست به گسترش فرهنگ قرآنی و توسعه شناخت اهل بیت عصمت و طهارت برای جهانیان، لزوم وجود یک تشکیلات منسجم و جلوگیری از پراکنده کاری در مباحث قرآنی روز به روز آشکارتر می گردد.
پرداختن به مباحث فرهنگی در رأس برنامه های دولت دوم دکتر احمدی نژاد قرار گرفته است.
ایجاد چنین وزارتخانه ای که با استقبال حوزه علمیه و مراجع عظام تقلید و نیروهای اصولگرا همراه خواهد شد برگ برنده مهمی برای این دولت در توجه به مباحث دینی خواهد بود.




  

نوشتن نظر
نام:
پست الکترونیکی شما:
عنوان:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code
آگاه سازی شما در صورت ثبت یادداشت جدید توسط ایمیل

 
< بعد   قبل >