به سه عبارت زير توجه كنيد:
1)مردم بخاطر عقايد و باورهاي فرهنگي ام به من راي داده اند و باورهاي فرهنگي من در شخصيت آقاي مهاجراني(وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامي) متجلي است.
2)حرف مشايي(رئيس كميسيون فرهنگي دولت) همان حرف دولت است و نظر دولت درباره ي مكتب ايراني همان است كه توسط مشايي مطرح شده است؛من به آقاي مشايي اعتماد كامل دارم.
به اين عبارت هم توجه كنيد:
3)فتنه جديد، از فتنه بعد از انتخابات خطرناكتر است.مشايي احمدي نژاد را به ناكجاآباد مي برد.
جمله اول توصيف آقاي خاتمي بود از مهاجراني.هيچكدام از اين دو فرد نياز به معرفي ندارند.مهاجراني با آن گرايش هاي فرهنگي غلط عاقبت در دامن انگلستان پناهنده شد. اما جمله دوم منقبت احمدي نژاد در وصف رحيم مشايي است.بسياري از تحليل گران در طي اين روزها مشايي را مهاجراني دولت احمدي نژاد معرفي كرده اند.
جمله سوم اظهارات صريح آيت الله مصباح بود كه گفتند فتنه جديد از آن جهت كه در جريان اصولگرايي كه دولت را در اختيار دارد پيدا شده ،از فتنه ي بعد از انتخابات خطرناك تر است.چند روز بعد هفته نامه پرتو متعلق به موسسه آيت الله مصباح هشدار داد كه مشايي احمدي نژاد را به ناكجاباد مي برد!
البته رئيس جمهور بايد با هوشياري وعبرت آموزي، اوضاع و احوال را هدايت و مراقبت كند.
ظاهرا فراز ونشيب ها در تاريخ نقلاب اسلامي فصل هاي خواندني وقابل تامل دارد،البته آن قدر تاريخ 30ساله نظام جمهوري اسلامي صحنه هاي عبرت
آموزي را فرروي ما قرار داده است كه به سهولت مي توان اتفاقات و رويدادهاي فعلي را تحليل و ارزيابي كرد.
واقعيت آن است كه در تنظيم اين يادداشت مردد بودم؛ كه يكي از دوستان خوب وخستگي ناپذير رسانه اي به من تلفن زد و در گفتگويي كه با هم داشتيم نهايتا مرا از فضاي ترديد بيرون ساخت.شك و ترديد اين بود كه از يكسو پرداختن به موجود كم داني مثل مشايي و سرگرم شدن به ماجراهاي وي را اتلاف وقت و كاري عبث مي دانستم اما از سوي ديگر دغدغه ي اين را هم داشتم كه برخي از دوستان بگويند حالا كه مشايي كه منتسب به اصولگرايان است حرفهاي سخيفي مطرح نموده زبان در كام گذارده ايد و دم بر نمي آوريد؟!
البته حرف ديروز و امروزما اين است كه اصولگرايي را انديشه اي منبعث از اسلام ناب،انقلاب اسلامي،امام ورهبري مي دانيم و هركسي را بر اساس پايبندي به اين موازين به قضاوت و ارزيابي مي گذاريم.برهمين اساس ديگر كار سختي نخواهد بود كه از اظهارات كم مايه و سخيف اسفنديار مشايي و حمايتهاي غيرمنطقي و عجيب رئيس جمهور ابراز برائت كنيم.بيان اين مواضع و اعلام اين حمايتها را عدول از مباني اعتقادي وباورهاي ديني مي دانيم.
نكته مهم اين است كه ماجراي مشايي را فتنه داخلي اصولگرايي تلقي مي كنيم، اما از آن رو كه وي به دولت انتساب دارد بايد با مراقبت اين فتنه را پشت سر گذاشت.موضوع آن است كه دولت قرار است در بعد داخلي بزرگترين طرح تاريخ اقتصادي كشور، يعني هدفمند كردن يارانه ها، و در فضاي بين المللي ومنطقه اي مسائل مهم ديگري را اجرا و مديريت نمايد،لذا نبايد تضعيف و فرسوده شود،و انتقادات وارده بايد به شكلي صورت بگيرد كه خللي در نحوه ي خدمتگذاري به مردم صورت نگرفته و كار مردم بر زمين نماند؛در عين حال بي تفاوتي در قبال عبارت پردازي هاي مشايي،مي تواند تاييد يك انديشه باطل و انحرافي در جريان اصولگرايي را بدنبال داشته باشد.هر چند براي ما جاي سئوال است كه دولت با اين حجم از برنامه ها چرا توان و قدرت خود را در جاي ديگري هزينه مي كند؟!ادعاي اينكه مشايي نفوذي و عامل وابسته به جايي است نياز به مدارك مستندي دارد، اما از آن جهت كه تمام مواضع وي در اين چند ساله هر بار تضاد و تعارضي را در بين دوستان دلسوز نظام نسبت به همراهي با دولت بوجود آورده است و توان دولتمردان و مسئولان را مصروف به بحث هاي سخيف خود كرده، مي توان مدعي شد كه دقيقا در خط دشمنان اين كشور رفتار كرده است!مگر دشمن غير از تفرقه بين دوستان و دلسوزان انقلاب و زائل شدن توان ملي چيز ديگري هم انتظار دارد؟!البته كه نه!خب اين كار را رحيم مشايي براي آنها انجام مي دهد!
در همين روزها برخي از افراد دوم خردادي(ملي مذهبي ها) مشايي را شبيه اصلاح طلبان معرفي كردند؛برخي ديگر از همين جماعت با نوشتن يادداشت هايي مخالفان ومنتقدان مشايي را به باد انتقاد گرفتند،برخي نيز دايه ي مهربان تر از مادر شده اند و افكار مشايي را دوري از انديشه ي انقلاب و امام معرفي كردند، اما نيك پيداست آن بخش از جريان دوم خرداد كه دهها مشايي را در درون خود جاي داده بودنداينك بدترين سرنوشت را براي خود رقم زده اند، اين يك نفر مشايي كم دان، آن هم در جريان اصولگرايي، يقينا سرنوشت بدتري را به چشم خود خواهد ديد!









