نگراني مقامهاي رژيم صهيونيستي، از نزديك شدن به آخرين روزهاي شهريورماه آنچنان بالا رفته كه مذاكره با تشكيلات خودگردان هم در دستور كار آنان قرار گرفته است.
برگزاري شصت و ششمين اجلاس سالانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد در آخر شهريورماه امسال شايد براي برخي كشورها، نشستي تشريفاتي در حد دورههاي پيشين باشد، اما چشمان مردم فلسطين و بسياري از كشورهاي اسلامي و ملتهاي آزاديخواه به اين دوره دوخته شده است.
از سوي ديگر، مقامهاي رژيم صهيونيستي هر روز بيش از گذشته همچون اسپند روي آتش ناشي از بمبهاي پرتاب شده خود به سوي مردم فلسطين و غزه ميسوزند؛ چرا كه به نظر ميرسد تاكنون تلاشهاي آنان براي قانع كردن مقامهاي فلسطيني از طرح موضوع تشكيل يك كشور مستقل فلسطيني در مجمع عمومي به نتيجهاي نرسيده است.
نااميدي آنان تا حدي است كه با وجود آمادهباش 9 ماهه آنان براي اين موضوع و از آن هنگام كه 'ايهود باراك' وزير جنگ و پس از او 'بنيامين نتانياهو' نخست وزير رژيم صهيونيستي، درباره وقوع 'سونامي سپتامبر' هشدار دادند، به هر اقدامي دست زدند.
در آخرين مورد آن به نوشته بيست و ششم شهريور ماه تارنماي روزنامه صهيونيستي 'يديعوت آحارونوت'، 'تسيپي ليوني' رييس حزب كاديما و رهبر مخالفان حزب حاكم، از اعضاي كابينه نتانياهو خواست به مذاكره با تشكيلات خودگردان روي بياورند.
اين، در حالي است كه پيش از اين به نوشته بيست و هفتم خردادماه 1390 تارنماي شبكه تلويزيوني 'الجزيره' قطر، 'آويگدور ليبرمن' وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي، در ديدار با 'كاترين اشتون' مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا، تهديد كرد اگر طرف فلسطيني به تلاش براي اعلام يكجانبه تشكيل كشور فلسطين در مجمع عمومي سازمان ملل در ماه سپتامبر ادامه دهد، تمامي توافقات امضا شده با طرف فلسطيني از جمله توافقنامه اسلو لغو خواهد شد.
از سوي ديگر، سفرهاي مقامهاي بلندپايه اين رژيم به كشورهاي همپيمان خود همچون آمريكا و فرانسه و اعزام ديپلماتهايي به بسياري از كشورهاي جهان نشان از اقدامهاي اشغالگران قدس است تا شايد راي برخي اعضاي جنبش غيرمتعهدها (118 كشور موافق با تشكيل كشور مستقل فلسطيني) را با ارايه پيشنهادهاي رنگارنگ به نفع خود بخرند.
تمام اين اقدامها را پيش از اين، روزنامه صهيونيستي 'هاآرتص' در بيست و سوم فروردينماه 1390 به نقل از برخي مسولان نزديك به نتانياهو نوشته بود.
بر اساس نوشتههاي اين روزنامه، نتانياهو براي ايجاد سد مقابل امواج سونامي سپتامبر، سه گزينه را در دست بررسي داشت: نخستين گزينه اجراي طرح عقبنشيني از بخشهايي از كرانه باختري و واگذاري كنترل امنيتي اين مناطق به تشكيلات خودگردان بود.
گزينه دوم برگزاري يك نشست بينالمللي با مشاركت مقامهاي اين رژيم و مسوولان تشكيلات خودگردان براي از سرگيري مذاكرات بود كه توافقنامه سازش فتح و حماس، بسياري از محاسبات اين رژيم را بر هم زد.
گزينه سوم نيز اعمال فشار بر آمريكا، اتحاديه اروپا و ديگر همپيمانان غربي خود براي مخالفت با به رسميت شناختن كشور فلسطين در مجمع عمومي سازمان ملل بود.
در همين زمان نتانياهو در ديدار با سفراي كشورهاي اروپايي گفته بود: بيش از 100 كشور كه اكثر آنها جهان سومي هستند، كشور فلسطين را به رسميت شناختهاند. من از كشورهايي دموكراتيك كه ارزشهاي مشترك با اسراييل دارند ميخواهم با اين طرح مخالفت كنند.
اين، در حالي است كه اوضاع در داخل سرزمين هاي اشغالي نيز چندان بسامان نيست. هزينههاي بالاي اشغال و ماجراجوييهاي خونآلود مقامهاي رژيم صهيونيستي، بار مالي زيادي را به دوش مهاجران و ساكنان اراضي اشغالي تحميل كرده است.
اعتراضهاي ماههاي اخير نيز از بالا گرفتن موج بازخواست عمومي از دولتها همانند آنچه در برخي كشورهاي عربي رخ داد، حاكي است.
بنابراين مسوولان رژيم صهيونيستي با فشار منگنهاي دست به گريبان هستند كه از يك سو داخلي و از سوي ديگر بينالمللي و البته منطقهاي است.
انتظارات در داخل اراضي اشغالي هم به دو گونه است. برخي گروههاي سياسي و مردم ادامه اشغالگريها را سبب بروز مشكلات خود ميدانند و عدهاي ديگر، خواستار تداوم شهركسازيها براي بهبود شرايط زندگي خود هستند و در عمل، هم راه را براي توافقنامه 'به اصطلاح صلح' ميبندند و هم دولت را براي ادامه سياستهاي جنگافروزانه تشويق ميكنند.
البته تاكنون، دولت صهيونيستي همراهي خود را بيشتر با خواستههاي گروه دوم نشان داده است.
در كنار اين موارد، اگر تلاش گروههاي چپ براي همراهي با خواستههاي مردم و دامن زدن بر آتش انتقادهاي خشمآلود آنان را نيز بيفزاييم به كنه ناآراميهاي سياسي كه حتي مشروعيت كابينه فعلي را نيز زير سوال برده است، خواهيم رسيد.
** تشكيل كشور مستقل فلسطيني در فراز و نشيب زمان
--------------------------------------------------------------
بر اساس قراردادهاي اول و دوم 'اسلو' كه در سالهاي 1372 و 1373 همزمان با دوران رياست جمهوري 'بيل كلينتون' در آمريكا، بين 'ياسر عرفات' رييس وقت تشكيلات خودگردان، و 'اسحاق رابين' نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي، بسته شد وعده تشكيل كشور مستقل فلسطيني در ماه سپتامبر 1379 داده شد.
كارشكنيهاي آمريكا و همپيمانان غربي رژيم صهيونيستي طرح اين موضوع را به سال 1384 موكول كرد، اما بهانه بروز حوادث يازدهم سپتامبر 1380 موضوع تشكيل يك كشور مستقل فلسطيني را تا سال 1387 به تاخير انداخت.
نتيجه تمام اين فراز و نشيبها به آنجا رسيد كه حتي مذاكرات به اصطلاح صلح دهم مهرماه نيز نتوانست مانع ادامه شهركسازيها و قدمهاي خصمانه اشغالگران قدس شود.
در آن زمان، نتانياهو را غير از باراك اوباما و محمود عباس، 'حسني مبارك' رييس جمهوري وقت مصر، و 'ملك عبدالله دوم' پادشاه اردن همراهي ميكردند. اينك رژيم صهيونيستي ميداند روي هيچكدام از گزينههاي پيشين نميتواند حساب كند.
انقلاب مردم مصر كه طومار مبارك را پيچيد و گريزي جز پشت ميلههاي زندان را به اتهام خيانت به ميهن براي او نگذاشت. ملك عبدالله دوم نيز در اردن همچنان درگير اعتراضها و تظاهرات مردمي است و اصلاحات ظاهري او به هيچ نتيجهاي نرسيده است.
از سوي ديگر، محمود عباس به موجب توافقنامه آشتي كه چهاردهم ارديبهشتماه 1390 با جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) امضا كرد، بايد دولت وحدت ملي را تشكيل داده و شرايط را براي برگزاري انتخابات سراسري طي يك سال آينده مهيا كند.
بنابراين به نظر ميرسد درگيريهاي چهار ساله دو رقيب فلسطيني (فتح و حماس) نيز در سايه اين توافقنامه آشتي، راهي براي حل و فصل بيابند؛ گرچه اختلاف نظرها ميان آنان رسيدن به اين امر را كمي مشكل كرده است و همچنين نبايد موشدواني مخالفان اين توافق از جمله رژيم صهيونيستي را نيز ناديده گرفت.
آمريكا نيز تاكنون مواضعي چندگانه در اين زمينه اتخاذ كرده است؛ گاهي رييس جمهوري اين كشور از الزام موجود براي پذيرش كشور مستقل فلسطيني و بازگشت به پشت مرزهاي 1967 سخن ميگويد و گاهي اعضاي كنگره آمريكا براي گذراندن تفريحات خود به اراضي اشغالي ميروند و تشكيل كشوري فلسطيني را غيرممكن ميخوانند.
حتي برخي سياستمداران آمريكايي همچون 'جان بولتون' سفير پيشين آمريكا در سازمان ملل متحد، به كنگره آمريكا درباره لزوم مخالفت با اين طرح پيشنهادهايي داشتند.
به گزارش شانزدهم خردادماه 1390 نشريه آمريكايي 'فارين پاليسي'، وي توصيه كرد كنگره بايد در قالب مصوبهاي اعلام كند هرگونه اقدام سازمان ملل دال بر پذيرش يا به رسميت شناختن دولت مستقل فلسطين، قطع همه همكاري هاي آمريكا را با اين سازمان به دنبال خواهد داشت.
فارين پاليسي افزود: دولت اوباما در جهت سياست تعامل و اعمال نفوذ بر سازمان ملل، با وجود كسري بودجه تاكنون به كمكهاي مالي خود به اين سازمان ادامه داده اما، مقوله پذيرش دولت مستقل فلسطين در سازمان ملل در حكم كارت تغييردهنده قاعده بازي است.
به هر روي، از نگاه قوانين بينالمللي شناسايي كشور مستقل فلسطيني امكان ارجاع پرونده جنايات ضدبشري و اشغالگريهاي رژيم صهيونيستي را به نهادهاي بينالمللي از جمله سازمان ملل متحد فراهم ميكند. اين امر هم شايد دلهاي بسياري از حاميان اين طرح را خوش و فكر مخالفان آن و همپيمانان رژيم صهيونيستي را مختل كند.
با اين حال، چنانچه نگاهي واقعگرايانه به پروندههاي ارجاعي به سازمانهاي بينالمللي عليه رژيم صهيونيستي داشته باشيم، حصول هيچ نتيجهاي را در اين موارد شاهد نخواهيم بود.
مصداق آن را در پرونده اشغال 22 ساله جنوب لبنان تا سال 1379 و تجاوزهاي زميني و هوايي پياپي رژيم صهيونيستي به اين كشور، اشغال بلنديهاي جولان سوريه از سال 1346 تاكنون، حملات 33 روزه به جنوب لبنان و 22 روزه به غزه و تحريم همهجانبه اين خطه ميبينيم.
حتي زماني كه در سال 1383، دادگاه بينالمللي لاهه 'ديوار حائل' دور كرانه باختري را غيرقانوني و فاقد مشروعيت خواند و اعلام كرد اقدامات رژيم صهيونيستي در شهركسازي و تغيير بافت جغرافيايي و جمعيتي مناطق اشغالي 1967، وجاهت قانوني ندارد، تنها نتيجه آن تسريع شهركسازيها بود.
بنابراين نميتوان چندان دل به تاثيرات نامعلوم هرگونه قطعنامه بينالمللي عليه رژيم صهيونيستي بست. كما اينكه اين رژيم بارها پايبند نبودن خود به اين قراردادها را ثابت كرده است.
با اين حال، بيترديد شناسايي كشور مستقل فلسطيني حتي اگر فقط شامل 20 درصد اراضي اشغالي باشد، باز هم گامي رو به عقب براي رژيم صهيونيستي و دلگرمي جديدي براي مبارزان فلسطيني محسوب ميشود.
با اين حال، مقامهاي اين رژيم بخوبي ميدانند اين عقبنشيني راه را براي حقجوييهاي آينده مردم اين سرزمين در جهت بازپسگيري همه زمينهاي خود خواهد گشود؛ امري كه پايههاي اين رژيم را بيش از پيش به لرزه در خواهد آورد.
برگزاري شصت و ششمين اجلاس سالانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد در آخر شهريورماه امسال شايد براي برخي كشورها، نشستي تشريفاتي در حد دورههاي پيشين باشد، اما چشمان مردم فلسطين و بسياري از كشورهاي اسلامي و ملتهاي آزاديخواه به اين دوره دوخته شده است.
از سوي ديگر، مقامهاي رژيم صهيونيستي هر روز بيش از گذشته همچون اسپند روي آتش ناشي از بمبهاي پرتاب شده خود به سوي مردم فلسطين و غزه ميسوزند؛ چرا كه به نظر ميرسد تاكنون تلاشهاي آنان براي قانع كردن مقامهاي فلسطيني از طرح موضوع تشكيل يك كشور مستقل فلسطيني در مجمع عمومي به نتيجهاي نرسيده است.
نااميدي آنان تا حدي است كه با وجود آمادهباش 9 ماهه آنان براي اين موضوع و از آن هنگام كه 'ايهود باراك' وزير جنگ و پس از او 'بنيامين نتانياهو' نخست وزير رژيم صهيونيستي، درباره وقوع 'سونامي سپتامبر' هشدار دادند، به هر اقدامي دست زدند.
در آخرين مورد آن به نوشته بيست و ششم شهريور ماه تارنماي روزنامه صهيونيستي 'يديعوت آحارونوت'، 'تسيپي ليوني' رييس حزب كاديما و رهبر مخالفان حزب حاكم، از اعضاي كابينه نتانياهو خواست به مذاكره با تشكيلات خودگردان روي بياورند.
اين، در حالي است كه پيش از اين به نوشته بيست و هفتم خردادماه 1390 تارنماي شبكه تلويزيوني 'الجزيره' قطر، 'آويگدور ليبرمن' وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي، در ديدار با 'كاترين اشتون' مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا، تهديد كرد اگر طرف فلسطيني به تلاش براي اعلام يكجانبه تشكيل كشور فلسطين در مجمع عمومي سازمان ملل در ماه سپتامبر ادامه دهد، تمامي توافقات امضا شده با طرف فلسطيني از جمله توافقنامه اسلو لغو خواهد شد.
از سوي ديگر، سفرهاي مقامهاي بلندپايه اين رژيم به كشورهاي همپيمان خود همچون آمريكا و فرانسه و اعزام ديپلماتهايي به بسياري از كشورهاي جهان نشان از اقدامهاي اشغالگران قدس است تا شايد راي برخي اعضاي جنبش غيرمتعهدها (118 كشور موافق با تشكيل كشور مستقل فلسطيني) را با ارايه پيشنهادهاي رنگارنگ به نفع خود بخرند.
تمام اين اقدامها را پيش از اين، روزنامه صهيونيستي 'هاآرتص' در بيست و سوم فروردينماه 1390 به نقل از برخي مسولان نزديك به نتانياهو نوشته بود.
بر اساس نوشتههاي اين روزنامه، نتانياهو براي ايجاد سد مقابل امواج سونامي سپتامبر، سه گزينه را در دست بررسي داشت: نخستين گزينه اجراي طرح عقبنشيني از بخشهايي از كرانه باختري و واگذاري كنترل امنيتي اين مناطق به تشكيلات خودگردان بود.
گزينه دوم برگزاري يك نشست بينالمللي با مشاركت مقامهاي اين رژيم و مسوولان تشكيلات خودگردان براي از سرگيري مذاكرات بود كه توافقنامه سازش فتح و حماس، بسياري از محاسبات اين رژيم را بر هم زد.
گزينه سوم نيز اعمال فشار بر آمريكا، اتحاديه اروپا و ديگر همپيمانان غربي خود براي مخالفت با به رسميت شناختن كشور فلسطين در مجمع عمومي سازمان ملل بود.
در همين زمان نتانياهو در ديدار با سفراي كشورهاي اروپايي گفته بود: بيش از 100 كشور كه اكثر آنها جهان سومي هستند، كشور فلسطين را به رسميت شناختهاند. من از كشورهايي دموكراتيك كه ارزشهاي مشترك با اسراييل دارند ميخواهم با اين طرح مخالفت كنند.
اين، در حالي است كه اوضاع در داخل سرزمين هاي اشغالي نيز چندان بسامان نيست. هزينههاي بالاي اشغال و ماجراجوييهاي خونآلود مقامهاي رژيم صهيونيستي، بار مالي زيادي را به دوش مهاجران و ساكنان اراضي اشغالي تحميل كرده است.
اعتراضهاي ماههاي اخير نيز از بالا گرفتن موج بازخواست عمومي از دولتها همانند آنچه در برخي كشورهاي عربي رخ داد، حاكي است.
بنابراين مسوولان رژيم صهيونيستي با فشار منگنهاي دست به گريبان هستند كه از يك سو داخلي و از سوي ديگر بينالمللي و البته منطقهاي است.
انتظارات در داخل اراضي اشغالي هم به دو گونه است. برخي گروههاي سياسي و مردم ادامه اشغالگريها را سبب بروز مشكلات خود ميدانند و عدهاي ديگر، خواستار تداوم شهركسازيها براي بهبود شرايط زندگي خود هستند و در عمل، هم راه را براي توافقنامه 'به اصطلاح صلح' ميبندند و هم دولت را براي ادامه سياستهاي جنگافروزانه تشويق ميكنند.
البته تاكنون، دولت صهيونيستي همراهي خود را بيشتر با خواستههاي گروه دوم نشان داده است.
در كنار اين موارد، اگر تلاش گروههاي چپ براي همراهي با خواستههاي مردم و دامن زدن بر آتش انتقادهاي خشمآلود آنان را نيز بيفزاييم به كنه ناآراميهاي سياسي كه حتي مشروعيت كابينه فعلي را نيز زير سوال برده است، خواهيم رسيد.
** تشكيل كشور مستقل فلسطيني در فراز و نشيب زمان
--------------------------------------------------------------
بر اساس قراردادهاي اول و دوم 'اسلو' كه در سالهاي 1372 و 1373 همزمان با دوران رياست جمهوري 'بيل كلينتون' در آمريكا، بين 'ياسر عرفات' رييس وقت تشكيلات خودگردان، و 'اسحاق رابين' نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي، بسته شد وعده تشكيل كشور مستقل فلسطيني در ماه سپتامبر 1379 داده شد.
كارشكنيهاي آمريكا و همپيمانان غربي رژيم صهيونيستي طرح اين موضوع را به سال 1384 موكول كرد، اما بهانه بروز حوادث يازدهم سپتامبر 1380 موضوع تشكيل يك كشور مستقل فلسطيني را تا سال 1387 به تاخير انداخت.
نتيجه تمام اين فراز و نشيبها به آنجا رسيد كه حتي مذاكرات به اصطلاح صلح دهم مهرماه نيز نتوانست مانع ادامه شهركسازيها و قدمهاي خصمانه اشغالگران قدس شود.
در آن زمان، نتانياهو را غير از باراك اوباما و محمود عباس، 'حسني مبارك' رييس جمهوري وقت مصر، و 'ملك عبدالله دوم' پادشاه اردن همراهي ميكردند. اينك رژيم صهيونيستي ميداند روي هيچكدام از گزينههاي پيشين نميتواند حساب كند.
انقلاب مردم مصر كه طومار مبارك را پيچيد و گريزي جز پشت ميلههاي زندان را به اتهام خيانت به ميهن براي او نگذاشت. ملك عبدالله دوم نيز در اردن همچنان درگير اعتراضها و تظاهرات مردمي است و اصلاحات ظاهري او به هيچ نتيجهاي نرسيده است.
از سوي ديگر، محمود عباس به موجب توافقنامه آشتي كه چهاردهم ارديبهشتماه 1390 با جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) امضا كرد، بايد دولت وحدت ملي را تشكيل داده و شرايط را براي برگزاري انتخابات سراسري طي يك سال آينده مهيا كند.
بنابراين به نظر ميرسد درگيريهاي چهار ساله دو رقيب فلسطيني (فتح و حماس) نيز در سايه اين توافقنامه آشتي، راهي براي حل و فصل بيابند؛ گرچه اختلاف نظرها ميان آنان رسيدن به اين امر را كمي مشكل كرده است و همچنين نبايد موشدواني مخالفان اين توافق از جمله رژيم صهيونيستي را نيز ناديده گرفت.
آمريكا نيز تاكنون مواضعي چندگانه در اين زمينه اتخاذ كرده است؛ گاهي رييس جمهوري اين كشور از الزام موجود براي پذيرش كشور مستقل فلسطيني و بازگشت به پشت مرزهاي 1967 سخن ميگويد و گاهي اعضاي كنگره آمريكا براي گذراندن تفريحات خود به اراضي اشغالي ميروند و تشكيل كشوري فلسطيني را غيرممكن ميخوانند.
حتي برخي سياستمداران آمريكايي همچون 'جان بولتون' سفير پيشين آمريكا در سازمان ملل متحد، به كنگره آمريكا درباره لزوم مخالفت با اين طرح پيشنهادهايي داشتند.
به گزارش شانزدهم خردادماه 1390 نشريه آمريكايي 'فارين پاليسي'، وي توصيه كرد كنگره بايد در قالب مصوبهاي اعلام كند هرگونه اقدام سازمان ملل دال بر پذيرش يا به رسميت شناختن دولت مستقل فلسطين، قطع همه همكاري هاي آمريكا را با اين سازمان به دنبال خواهد داشت.
فارين پاليسي افزود: دولت اوباما در جهت سياست تعامل و اعمال نفوذ بر سازمان ملل، با وجود كسري بودجه تاكنون به كمكهاي مالي خود به اين سازمان ادامه داده اما، مقوله پذيرش دولت مستقل فلسطين در سازمان ملل در حكم كارت تغييردهنده قاعده بازي است.
به هر روي، از نگاه قوانين بينالمللي شناسايي كشور مستقل فلسطيني امكان ارجاع پرونده جنايات ضدبشري و اشغالگريهاي رژيم صهيونيستي را به نهادهاي بينالمللي از جمله سازمان ملل متحد فراهم ميكند. اين امر هم شايد دلهاي بسياري از حاميان اين طرح را خوش و فكر مخالفان آن و همپيمانان رژيم صهيونيستي را مختل كند.
با اين حال، چنانچه نگاهي واقعگرايانه به پروندههاي ارجاعي به سازمانهاي بينالمللي عليه رژيم صهيونيستي داشته باشيم، حصول هيچ نتيجهاي را در اين موارد شاهد نخواهيم بود.
مصداق آن را در پرونده اشغال 22 ساله جنوب لبنان تا سال 1379 و تجاوزهاي زميني و هوايي پياپي رژيم صهيونيستي به اين كشور، اشغال بلنديهاي جولان سوريه از سال 1346 تاكنون، حملات 33 روزه به جنوب لبنان و 22 روزه به غزه و تحريم همهجانبه اين خطه ميبينيم.
حتي زماني كه در سال 1383، دادگاه بينالمللي لاهه 'ديوار حائل' دور كرانه باختري را غيرقانوني و فاقد مشروعيت خواند و اعلام كرد اقدامات رژيم صهيونيستي در شهركسازي و تغيير بافت جغرافيايي و جمعيتي مناطق اشغالي 1967، وجاهت قانوني ندارد، تنها نتيجه آن تسريع شهركسازيها بود.
بنابراين نميتوان چندان دل به تاثيرات نامعلوم هرگونه قطعنامه بينالمللي عليه رژيم صهيونيستي بست. كما اينكه اين رژيم بارها پايبند نبودن خود به اين قراردادها را ثابت كرده است.
با اين حال، بيترديد شناسايي كشور مستقل فلسطيني حتي اگر فقط شامل 20 درصد اراضي اشغالي باشد، باز هم گامي رو به عقب براي رژيم صهيونيستي و دلگرمي جديدي براي مبارزان فلسطيني محسوب ميشود.
با اين حال، مقامهاي اين رژيم بخوبي ميدانند اين عقبنشيني راه را براي حقجوييهاي آينده مردم اين سرزمين در جهت بازپسگيري همه زمينهاي خود خواهد گشود؛ امري كه پايههاي اين رژيم را بيش از پيش به لرزه در خواهد آورد.









